۱۳۸۸ بهمن ۲۸, چهارشنبه

شاهزاده رضا پهلوی: ما خواستار دمکراسی راستین در ایران هستیم



گفتگوی شاهزاده رضا پهلوی با رادیو فردا :


رادیو فردا: در آستانه ۲۲ بهمن ماه، سی و يکمين سالگرد انقلاب اسلامی با شما گفتگو می کنيم. در شرايطی که امروز در آن هستيم، چه تفاوتی ميان اين سالگرد و سال های پيش می بينيد؟

اولاً تفاوت عمده امروز با يک جو انقلابی، می توان گفت، در مقايسه با سی سال پيش در اينجا است که اين نيست که مردم چه چيزی را نمی خواهند بلکه علی الخصوص تفاوت عمده اينست که خيلی بيشتر می دانند که در مقابلش چه می خواهند. چيزی که سی سال پيش کاملاً تشريح نشده بود ومتاسفانه عواقب آن را هم ديديم. به هر حال فکر می کنم کشور ما امروز آبستن يک سلسله حوادث بسيار مهم است.

به اين مفهوم که اين جريان در چه جهتی خواهد رفت و خواسته ديرينه هم ميهنان مان آيا به دست خواهد آمد در نتيجه اين تلاش ها و مبارزات؟ به اعتقاد من مسئله خيلی عميق تر و فراتر از اين نظام می رود. ما در جستجوی آينده ای هستيم که در آن حاکميت مردم، آزادی، برابری، حکومت قانون، عدالت و تمام مواردی که در اعلاميه حقوق بشر هست که به چنين نظامی دست پيدا کنيم که واقعاً يک دموکراسی راستين در کشورمان داشته باشيم، که قطعاً اين نظام پاسخگوی درخواست ها و انتظارات نيست.

پس از انتخابات رياست جمهوری در ايران و اعتراض هايی که به نتايج اين انتخابات شد، جنبشی در ايران شکل گرفت به نام جنبش سبز. شما خودتان را در اين جنبش سبز می بينيد؟

صد در صد. ولی برداشت من از سبز در قالب يک خواسته اساسی جامعه است برای حقوقش، برای حاکميتش، برای آزاديش. جوانان ما که اينقدر شجاعانه دارند در خيابان های ايران کشته می شوند و گلوله می خورند از نيروهای ضربتی، مطمئناً به خاطر يک اصول عميق تر مبارزه می کنند تا فقط نتيجه يک انتخابات. به نظر من خواسته اصلی اکثريت اين جريان رسيدن به يک وضعيتی است ک به اعتقاد من فراتر از اين نظام خواهد رفت.

اگر به آينده نگاه کنيم، کسانی که هم اکنون در ايران دستور سرکوب صادر می کنند يا نيروهايی که در سرکوب معترضان شرکت دارند، در آينده، اگر آينده ای برای اين جنبش وجود داشته باشد، اين افراد کجا قرار می گيرند؟

يک حقيقتی را بايد برای شما بيان کنم که اميدوارم هم ميهنانم به اين مهم خوب دقت کنند به خصوص نمايندگان گروه های مختلف انتظامی کشور، منجمله ارتش، سپاه پاسداران و حتی نيروهای بسيج. انتقال اين حکومت به يک حکومت ديگر در قالب يک جريان غيرخصومت آميز، فقط می تواند با شرکت خود اين نيروهای انتظامی انجام شود. راه دوری نرويم.

همان سی سال پيش هم انتقال قدرت از حکومت سابق به حکومت همين نظام، در جايی که ارتش ايران دخالتی نکرد، بنابراين انتقال قدرت از حکومت قبلی به بعدی با خونريزی خيلی کمی شکل گرفت (اگر بگويم تقريباً نامحسوس در مقايسه با خيلی حرکات انقلابی که با مقدار زيادی زد و خورد و کشته شدن افراد در کشورهای مختلف ديديم)

امروز من می گويم اولاً که آينده صد در صد برای کسانی که در اين نظام گير کرده اند و ديگر اعتقاد ندارند و خيلی هايشان هستند امروز، چه در بدنه سپاه و چه در بقيه جريان ها که ديگر اعتقادی به اين نظام ندارند که زمانی فکر می کردند در جهت منافع مردم خواهد بود، امروز می توانند به جرگه مردم بپيوندند و نبايد فکر کنند که با از بين رفتن اين حکومت، آينده آنها نيز در خطر است. برعکس جای خودشان را در اجتماع و آينده کشور حتماً خواهند يافت و نقش بسيار بارزی در اين انتقال قدرت خواهند داشت و بايستی به اين مسئله اعتقاد داشته باشند.

اما اين کافی نيست که من نوعی اين اعتقاد را داشته باشم. اين آمادگی را بايستی کل جامعه نشان دهد. همين هفته ها و ماه های گذشته وقتی ديديم در بعضی مواقع هم ميهنانی که مورد سرکوب قرار گرفته بودند، وقتی با بعضی از اين نيروهای انتظامی روبرو بودند، خشونت نشان ندادند و حتی بسياری از اين عوامل بسيج يا ديگران را رها می کردند و به شکل انتقام جويانه خشونت نشان نمی دادند.

به جز آن اقليت ذينفع در باقی ماندن اين حکومت، آن مافيای حکومتی که مملکت ما را سی سال است دارد می چاپد و کوچکترين اهميتی به مردم ايران و خوشبختی مردم ايران ندارند و اصلاً به ايران کار ندارند، بدانند آن اقليت محدود فقط در راس نشسته و به اميد اين نشسته اند که يک نيروی ضربتی اينها را در قدرت نگاه دارد. در صورتی که جای اينها در بدنه جامعه است، در آغوش جامعه است و ما می توانيم به اين آينده برسيم.

برای دیدن فیلم این گفتگو بر روی لینک زیر کلیک کنید:


۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

فراخوان برای برگزاری تظاهرات عليه جمهوری اسلامي در روز 22 بهمن

هم میهنان گرامی، سه دهه از روی کار آمدن رژیم دیکتاتوری، جنایت کار و غارتگر جمهوري اسلامي در ایران اهورائیمان سپری شد. در این سی سال ملت و کشور ایران متحمل بزرگترین صدمات و لطمات جانی و مالی گردید.
شور بختانه، در این مدت، بیشتر کشورهای جهان نظاره گر نقض حقوق بشر و زیر پا گذاشتن اصول انسانی و اخلاقی و عدم رعایت قوانین بین المللی در ایران بوده اند. آنان، بمناسبت منافع زود گذر خود، تمام این فجایع و سرکوب و خفقان را، که از طرف جمهوری اسلامی علیه مردم ایران به اجرا در آمده، نا دیده گرفتند.
ملت ایران که با تحمل این همه ظلم و ستم، تمامیت ارضی و نابودی فرهنگ چند هزار ساله خود را نیز در معرض خطر حتمی می بیند، زن و مرد و پیر و جوان، دلیرانه با اراده استوار، پا به میدان گذاشته و خواهان برکناری رژیم غير ايراني وغير انساني جمهوری اسلامی و استقرار رژیم دمکراسی بر پایه جدائی دین از حکومت، اعلامیه جهانی حقوق بشر و حفظ تمامیت ارضی ایران شده اند.
در چنین موقعیت حساس و سرنوشت ساز، ما ایرانیان برون مرز وظیفه داریم که با اتحاد و یگانگی به پشتیبانی از ندای حق طلبانه و صلح جویانه خواهران و برادران درون ایران، در 22 بهمن * در همه شهرهای مختلف جهان، با هر تعداد و هر گونه امکانات، گرد هم آمده و مخالفت خود را با رژیم جابر و ظالم جمهوری اسلامی اعلام داریم.
ما همچنین از دولتهائی که با پشتیبانی از رژیم جمهوری اسلامی، و بوسیله ارسال جنگ افراز و فرستادن افرادی برای افزایش توان نیروهای سرکوبگر، بهمکاری خود با این رژیم غارتگر ادامه میدهند (مانند رژيم چين كمونيست) میخواهیم که از چنین رفتار غیر انسانی دست بردارند.
* بر پایه ی مقتضیات محلی، در یکی از روزهای 17 تا 25 بهمن برابر 6 تا 14 فوریه
سازمانهای تهیه کننده آگاهینامه به ترتیب الفبا:
انجمن ایرانی برای آزادی، صلح و عدالت- نیویورک،
انجمن فرهنگ ایران زمین- نیویورک،
پشتیبانان همبستگی دانشجوئی،
دفترهای برونمرزی حزب پان ایرانیست،
شورای جبهه ملی در خارج از کشور،کنگره همبستگی ایرانیان،

بیانیه شاهزاده رضا پهلوی در مورد قتل دو جوان بی گناه دیگر در میهن عزیز

هم میهنان عزیزم
خبر کشتن بی رحمانۀ دو جوان دیگر ایرانی در جنگلی که جمهوری اسلامی نام گرفته غم انگیز تر از آن است که به وصف آید. من با عزیزان داغدار این تازه ترین قربانیان رژیم همدردم. به آنان و به همۀ هم وطنانم که هرروز شاهد جنایات هولناک و و بی پایان حاکمانی چنین بی رحم و دژخیم صفت اند تسلیت می گویم. این دو جوان، همانند هزارها زن و مردی که در سی سال گذشته آماج انواع خشونت ها و تجاوزهای وحشیانۀ رژیم شده اند، گناهی جز طلب حقوق و آزادی های از دست رفتۀ خود نداشته اند.
متجاوزان شریـری که در نقاب «دادستـان» و «قاضی» چنیـن آسان جان جوانـان ما را بربـاد می دهند به اصول و موازینی که میثاق های بین المللی برای زندانیان و متهمان مقرر کرده که سهل است به موازین ناقصی هم که در قانون اساسی الکن جمهوری اسلامی قید شده کمترین اعتنائی ندارند. قربانیان خود را پس از شکنجه های وحشیانه و غیر قابل تصور وپس از ماه ها اسارت در دخمه های انفرادی به «دادگاه» های دوزخی خود می کشانند و بی حضور وکیل و خویش و گواه حکم بر مرگشان می دهند. دشمن اشغالگر هم با اسیرانش چنین نمی کند.
رهبران جمهوری اسلامی بدانند که اگر به نیت ارعاب و پراکندن و عقب نشاندن زنان و مردان آزادی طلب ایران به چنین جنایات بی سابقه در دنیا دست می زنند هرگز به مقصود نخواهند رسید. بدانند که هیچ رژیم رو به احتضاری در دنیا نتوانسته است با توسل به شکنجه و کشتار از سرنوشت محتوم خویش رهائی یابد. آمران و مرتکبان این جنایات هولناک بدانند که ریختن خون فرزندان برومند وطن نه لحظه ای بر عمر حکومت منفورشان خواهد افزود و نه ذرّه ای از عزم جزم مردم ایران به رهائی از اسارت خواهد کاست. یقین بدانند که جز تسلیم به خواست های برحق و طبیعی و انسانی مردم ایران راهی بر آنان گشوده نیست.
برای هم میهنان پایدار و مبارز و آزادی طلبم پیروزی نهائی در این پیکار مسالمت آمیز علیه استبداد و خشونت آرزو می کنم و به روان پاک همۀ فرزندان ایران که جان عزیز خویش در این راه گذاشته اند درود بی پایان می فرستم.
۹ بهمن ماه ۱۳۸۸
خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی

۱۳۸۸ دی ۲۲, سه‌شنبه

در سالگرد درگذشت پدرم



پنجم امرداد ماه ۱۳۸۹

سی سال پیش پدرم با چشمی گریان و دلی افسرده خاک وطنش را ترک گفت، در این آرزو که با رفتنش آرامش و صلح از دست رفته به ایران عزیزش بازگردد، خون هموطنانش در آشوب انقلاب بر زمین نریزد و بیگانگان با گسترش دامنۀ ستیزخانگی سودای تعرض به ایران در سر نپرورانند.
اما، نه تنها آرزوی او بلکه آرزوی هیچ یک از ایرانیانی که به امید دسترسی به آزادی ها و حقوق بشر به پیشباز انقلاب رفتند برآورده نشد. کسانی بر وطن دلبندش مسلط شدند که در این سال ها با ایران و فرزندانش آن کردند که هیچ دشمن بی رحمی در تاریخ نکرده بود. اینان از خونریـزی و خــرابی های بی شمار، از ستیز با همۀ حقوق و آزادی های مردم ایران، از ماجراجویی و جنگ طلبی، از هدر دادن سرمایه های انسانی و مادی وطن و از تحقیر نام بلند ایران در جهان، یک لحظه هم دست نکشیده اند و من یقین دارم که نخواهند کشید.
می گویند، و درست می گویند، که تاریخ داورنهایی نیک و بد کارنامۀ کسانی است که در زندگی مردمان و در سرنوشت جامعۀ خویش نقشی عمده داشته اند. اما، این داوری در یک آن و یک باره رُخ نمی دهد و شمار داوران کارنامه ها محدود به محققان و نویسندگان نیست. اعضای هرجامعه ای پیوسته در کار این داوری اند.
داوری ایرانیان دربارۀ کارنامۀ پدرم نیز همچنان ادامه دارد و خواهد داشت. تردید ندارم که این داوری همیشه منصفانه خواهد بود، روان پدرم را شاد و فرزندانش را سربلند تر از همیشه خواهد کرد.
از همۀ هم میهنان عزیزی که در سالگرد درگذشت او خود را دراندوه من و خویشانم شریک دانسته اند صمیمانه سپاسگزارم.

رضا پهلوی

۱۳۸۸ آبان ۱۲, سه‌شنبه

کورش، تو به ما آموختی چگونه ایرانی باشیم

متن سخنرانی کورش زعیم در پاسارگاد - ماموران امنیتی از ورود مردم به پاسارگاد و ایراد سخنرانی جلوگیری کردند
در این پنجمین سال برپایی روز جهانی کورش و سومین سال بنیانگذاری این روز بنام روز ملی ایران، من ایرانی بودن شما را در این روز خجسته شادباش می گویم. بیشتر ما که در اینجا گرد آمده ایم و این روز فرخنده ملی را بزرگ می داریم، در این پندار هستیم که کورش فردی استثنایی و بی همتا در جامعه ایرانی بوده است. در صورتیکه اینجور نیست. کورش یک ایرانی راستین بود، زیرا در خانواده و جامعه ایرانی پرورش یافته و آموزش دیده بود. در آن زمان، هزاران هزار کورش در ایران می زیستند که ما یکی از آنان را که بخت پادشاهی و جاودانگی یافتن در تاریخ را پیدا کرد می شناسیم. در آن زمان جامعه ایرانی کورش می پروراند. پدر او کورش بود، دوستانش کورش بودند، مربیانش کورش بودند، مادرش کورش بود، همسرش کورش بود و فرماندهانش همه کورش. ما صدها سال است که بعلت تحمیل اندیشه ها، گفتار و کردار ناایرانی، از آن فرهنگ زیبای آدم ساز درست اندیشی، راستگویی، گفتار و کردار نیک فاصله گرفته ایم و دیگر ایرانی راستین نیستیم. اینکه ما کورش را اینگونه گرامی می داریم، نشانگر آن خواهش و آرزوی درونی ماست که دوباره ایرانی باشیم
کورش زعیم
پاسارگاد
هفتم آبان 1388