‏نمایش پست‌ها با برچسب شاهزاده رضا پهلوی، محمدرضا شاه پهلوی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شاهزاده رضا پهلوی، محمدرضا شاه پهلوی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ دی ۲۲, سه‌شنبه

در سالگرد درگذشت پدرم



پنجم امرداد ماه ۱۳۸۹

سی سال پیش پدرم با چشمی گریان و دلی افسرده خاک وطنش را ترک گفت، در این آرزو که با رفتنش آرامش و صلح از دست رفته به ایران عزیزش بازگردد، خون هموطنانش در آشوب انقلاب بر زمین نریزد و بیگانگان با گسترش دامنۀ ستیزخانگی سودای تعرض به ایران در سر نپرورانند.
اما، نه تنها آرزوی او بلکه آرزوی هیچ یک از ایرانیانی که به امید دسترسی به آزادی ها و حقوق بشر به پیشباز انقلاب رفتند برآورده نشد. کسانی بر وطن دلبندش مسلط شدند که در این سال ها با ایران و فرزندانش آن کردند که هیچ دشمن بی رحمی در تاریخ نکرده بود. اینان از خونریـزی و خــرابی های بی شمار، از ستیز با همۀ حقوق و آزادی های مردم ایران، از ماجراجویی و جنگ طلبی، از هدر دادن سرمایه های انسانی و مادی وطن و از تحقیر نام بلند ایران در جهان، یک لحظه هم دست نکشیده اند و من یقین دارم که نخواهند کشید.
می گویند، و درست می گویند، که تاریخ داورنهایی نیک و بد کارنامۀ کسانی است که در زندگی مردمان و در سرنوشت جامعۀ خویش نقشی عمده داشته اند. اما، این داوری در یک آن و یک باره رُخ نمی دهد و شمار داوران کارنامه ها محدود به محققان و نویسندگان نیست. اعضای هرجامعه ای پیوسته در کار این داوری اند.
داوری ایرانیان دربارۀ کارنامۀ پدرم نیز همچنان ادامه دارد و خواهد داشت. تردید ندارم که این داوری همیشه منصفانه خواهد بود، روان پدرم را شاد و فرزندانش را سربلند تر از همیشه خواهد کرد.
از همۀ هم میهنان عزیزی که در سالگرد درگذشت او خود را دراندوه من و خویشانم شریک دانسته اند صمیمانه سپاسگزارم.

رضا پهلوی