۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۰, شنبه

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت روز جهانی کارگر



هم میهنان عزیزم،

روز جهانی کارگر را به کارگران پرتلاش میهنمان شادباش می گویم. این روز در تاریخ مبارزات کارگران برای احقاق حقوق خود و از آن جمله حق تشکیل اتحادیه های کارگری، حق اعتصاب و حق برخورداری از یک زندگانی انسانی با معیشت کافی، نقطۀ عطفی محسوب می شود. امروز اگر در کشورهای پیشرفتۀ جهان، نمایندگان کارگران، سرمایه داران و مدیران اقتصاد با حق مساوی سر یک میز می نشینند، از برکت استقامت و شهامت خود کارگران است. امروز اگر کارگران و خانواده ها و فرزندانشان در جامعه از رفاه و احترامی برخوردارند که دیگر طبقات مرفه از آن بهره می برند، دلیلش حاتم بخشی این و آن دولتمدار نیست، بلکه اعادۀ حقی است که کارگران آنرا در راستای مبارزات عدالت طلبانۀ خود ستانده اند. آزادی در سرلوحۀ این حقوق درخشش دارد.

انبوهی از تجربیات به کارگران آموخته است که در پناه آزادی و دموکراسی بهتر می توانند درخواست های محقانۀ خود را جامۀ عمل بپوشانند. دیکتاتوری ها از هر نوع بیش و پیش از همه بر زورگویی و حق کشی نسبت به کارگران استوارند. درخواست های محقانۀ کارگران، از آنجمله افزایش دستمزدها، ایجاد بیمه های کار و اشتغالات، رفع مزاحمت از فعالیت کارگری، بهبود شرایط کار، حق تشکیل اتحادیه ها و... در رژیم های استبدادی و از آن جمله در میهن ما با اخراج، زندان و گلوله پاسخ داده می شود.

متاسفانه ایران ما یکی از سیاه ترین دوره های حیات خود را در بند یک استبداد ضد بشری و تاریک اندیش طی می کند که درجات خوف و خشونت، آزار و ستیزگی در آن با افزایش حق کشی و بگیر و ببند کارگران ملازمت دارد. با اینهمه آینده ای امید بخش در راه است زیرا تا ایران و ایرانی وجود دارد، پیکار با دیوان و ددان نیز برای پیروزی منشِ نیک ادامه خواهد داشت. آری، کارگران ایران پیشگام بازستانی حقوق حقۀ خود هستند و این حق از آن آنان خواهد بود. من از هیچ تلاشی برای دستیابی شما عزیزان به حقوق اساسی تان فروگذار نخواهم کرد.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

11 اردیبهشت 1390



۱۳۹۰ اردیبهشت ۹, جمعه

نخست وزیر انگلیس: نهاد پادشاهی کمک کرده که ما اتحاد داشته و همه زیر یک چتر باشیم



مصاحبه دیوید کامرون نخست وزیر انگلستان در مورد اتحاد و پیشرفت کشورش

کتی کریک - سی بی اس: برای شخص شما این رویداد (عروسی سلطنتی) چه مفهومی دارد؟ منظورم چنین رویداد بزرگی که توجه مردم در سراسر جهان را به خود جلب کرده است .

نخست وزیر کامرون : توضیح ان مساله و بیان احساس در این مورد کار مشکلی‌ست. زیرا که من فکر می کنم مردم بریتانیا، (ما) احساس بسیار عمیقی نسبت به سلطنت و نهاد پادشاهی داریم . بنابرین درست است که این رویداد ترکیبی از این شاهزاده خوب وآن شاهزاده خانم زیبا است ، اما در واقع این رویداد خیلی بیشتر از این مسائل ارزش دارد . این نهاد پادشاهی است که کمک نموده که مملکت اتحاد داشته باشد و ملت همه با هم زیر یک چتر باشند. این تاریخ باستانی و شگفت انگیز ما به سالهای بسیار دوری بر میگردد. شما می دانید این گذشته ماست که ملتی این چنین پرافتخار و تیم های انسانی و باور نکردنی ایجاد کرده است. حالا این ازدواج مانند تیمی برای آینده ما است. بنابراین تمام آن چیزهای خوب .مضافا به اینکه همزمان بهانه ای‌ست برای برگزاری یک جشن و سرور و شادی .

متن کامل این مصاحبه در"سی بی اس - نیوز " را اینجا ببینید. فیلم

عروسي سلطنتي جاي شاهزاده رضا پهلوي است نه سفير جمهوري جنايتكار اسلامي



الان چند مدتي است كه بحث عروسي سلطنتي انگلستان در بورس بسياري از خبرگزاري ها از جمله بي بي سي فارسي است.در خبرها داشتيم كه كه سفير جمهوري جنايات كار اسلامي هم به اين مراسم دعوت شده است اين اقدام هاي استبداد پير باز هم شك را نسبت به ماهيت خبيث دولت فخميه انگلستان به ويژه ملكه اليزابت ثابت ميكند.اگر اينها ميخواستند شخصي را به عنوان نماينده ايران باستان و پادشاهي دعوت كنند به حق بايد شاهزاده رضا پهلوي را دعوت ميكردند نه سفير جمهوري اسلامي را كه آبرويي براي ما در جهان به عنوان ايران و ايراني نگذاشته اند.


دولت انگلستان ، بي بي سي و بقيه دنيا بايد بداند تمام اين اقدامات در راستاي حمايت از حكومت هاي ديكتاتوري در ذهن ملت ايران خواهد ماند و به موقع جواب اين اعمالشان را پس خواهند داد.يا بايد اينها دعوتشان را از سفير جمهوري جنايت كار پس بگيرند يا در ذهن مردم ايران همان روباه پير باقي بمانند.


با سپاس


مبارز نستوه

منبع: سایت نهاد مردمی



۱۳۹۰ اردیبهشت ۲, جمعه

ناصر حجازی : مگر بی غیرتم که نسبت به مشکلات مردم کشورم بی تفاوت باشم



بدون هیچ مقدمه و توضیحی مصاحبه ناصر حجازی با پرتال شخصی اش را می خوانید:

شکست استقلال مقابل پاختاکور را چطور ارزیابی می کنید ؟

استقلال می توانست بازنده نباشد ، پاختاکور قدرت چندانی نداشت،نمی خواهم ایراد بگیرم اما گل برهانی یکی از بهترین گلهای تاریخ زندگی اش بود ، برهانی بسیار با هوش و حرفه ای عمل کرد و روحیه بالایی گرفت .دیدگاه فنی من اینست که عدم تعویض برهانی با آن شرایط روحی و سرعت بالا و همینطور فرهاد مجیدی که کماکان معتقدم نباید تعویض شود مگر دچار مصدومیت گردد ، می توانست کمک بیشتری به استقلال کند.با این حال 2 بازی دیگر باقی مانده است و استقلال کماکان شانس صعود دارد.بایستی به کادر فنی و بازیکنان دلگرمی و امیدواری داد تا در 2 بازی آتی با همت و یکدلی صعود از این مرحله را جشن بگیرند و به آنچه استحقاقش را دارند ، دست یابند.در ضمن بایستی به محمدی این تذکر را بدهم که توپهایی که از فاصله دور به سمت دروازه ارسال می شود ،گلر بایستی از دروازه خارج شود و توپ را دفع کند .دلیلی ندارد در مواقع ارسال چنین توپهایی روی خط دروازه ایستاد.البته نا گفته نماند محمدی چندین موقعیت خطرناک را از حریف گرفت.

- امروز بذر پاشی چمن طبیعی کمپ اختصاصی استقلال با دستان شما انجام گرفت ، روند ساخت کمپ را چطور دیدید؟

فتح اله زاده کار خود را بلد است و استقلال را علیرغم شرایط سختی که ابتدای فصل داشت، بخوبی جمع و جور کرد.روند ساخت کمپ نیز بخوبی پیش میرود .با ساخت کمپ هزینه های استقلال نیز کاهش پیدا می کند و حتی باشگاه می تواند با برنامه هایی که فتح اله زاده دارد، درآمدزایی خوبی داشته باشد و از سازمان کمتر کمک گیرد. امروزه از تیمسار خسروانی بدلیل ساخت مجموعه های ورزشی بسیار برای استقلال و مردم به نیکی یاد می شود.فتح اله زاده نیز با پیگیری و اقدام در جهت نهایی شدن ساخت کمپ می تواند بیشتر از گذشته در یاد و قلب هواداران استقلال باقی بماند ، هر چند امیدوارم اجازه دهند تا او بخوبی کارهایش راپیش ببرد.معمولا عادت کرده اند کسانی که قصد خدمت به مردم را دارند ، بر کنار کنند و من شخصا امیدوارم این اتفاق برای فتح اله زاده نیفتد.در ضمن از سعیدلو می خواهم اجازه دهد تا فتح اله زاده به تنهایی استقلال را مدیریت کند .همانطور که تا به امروز موفق بوده است.استقلال نیازی به هیات مدیره ندارد.در ایران رسم بر این است که یک عده بیکار که دوست و رفیق مقامات هستند ، بعنوان اعضای هیات مدیره انتخاب می شوند وگرنه در تیمهای مطرح دنیا اعضای هیات مدیره بر اساس تخصص و تواناییهایشان انتخاب می گردند و از هیچ کوششی برای موفقیت تیم دریغ نمی کنند.اگر بر اساس قوانین کنفدراسیون آسیا در انتخاب اعضای هیات مدیره اجباری است ، اجازه دهید فتح اله زاده این انتخاب را انجام دهد تا در کارش دخالت نشود و در غیر این صورت ، عده ای را بصورت صوری انتخاب نمایید ، رستورانی خوب را هر از گاهی برایشان انتخاب کرده تا آنجا چلوکبابشان را صرف کنند و بروند دنبال زندگی اشان و در کار مدیرعامل و زیر مجموعه وی دخالت نکنند.

-علی کریمی در متنی احساسات خود را همانطور که حتما می دانید نسبت به شما بیان کرده است.در این ارتباط صحبت خاصی دارید؟

علی کریمی بازیکنی مردمی است که همسو بودنش با مردم را اثبات کرده است .فقط می توانم از این بازیکن که در دل مردم جای دارد و از راه دور احساسات خود را صادقانه نسبت به من ابراز داشته است، قدردانی کنم و برای وی در تمامی مراحل زندگی آرزوی موفقیت نمایم.

- در حالی که انتظار می رود دولت از چهره هایی مثل شما قدردانی نماید، طی چند روز اخیر خانواده شما و همین طور یک شرکت خصوصی که پرتال شخصی برایتان طراحی و اجرا نموده در مراسم هایی از شما تجلیل و قدردانی نمودند و هنرمندان، اهالی فوتبال و مطبوعات با شور و شوق خاصی در این مراسم شرکت کردند ، از پوری بنایی گرفته تا مدیران استقلال و پرسپولیس علیرغم مشغله های کاری بسیار.دلیل محبوبیت و توجه توده مردم به ناصر حجازی را در چه می دانید؟

مردم نسبت به من لطف دارند ، ناصر حجازی همواره سعی کرده تا از مردم جدا نباشد ، همیشه با مردم بوده ام و هر چه دارم از خدا و سپس لطف و محبت مردم است.من و امثال من مدیون مردم هستیم.آنها مرا حجازی کردند.اینها شعار نیست یا از روی تظاهر نمی گویم.خوشبختانه همه مرا به صراحت لهجه میشناسند. این که از مردم می گویم حرف دلم است.از اینکه می بینم بعضیها با زدن چند گل یا مورد توجه قرار گرفتن توسط مردم ، از همه طلبکار هستند ، ناراحت می شوم.متاسفانه اینها وقتی توسط همین مردم بزرگ می شوند ادا در می آورند و فراموش می کنند که از کجا و چطور به چنین جایگاههایی رسیده اند .نمی دانند که فقط مشهور هستند و با این خصوصیات ا خلاقی محبوبیتی بین مردم ندارند.تختی به دلیل مدالها و قهرمانیهایش تختی نشد که اگر این طور بود،موحد یا حبیبی مدالهای بیشتری داشتند.تختی بدلیل مردمی بودنش تختی شد. از قدیم گفته اند که درخت هر چه پربارتر، افتاده تر.وقتی بیشتر مورد توجه قرار گرفتیم ،باید سر به زیر تر شده و ادبیات و رفتارمان را بهتر کنیم.

- بعد از مبتلا شدن ناصر حجازی به بیماری، روند مناسبی در راستای بهبودی شما می دیدیم اما بیکباره در طی 2-3 ماه اخیر افت و ضعف بدنی واضح و مشخصی را در شما شاهد هستیم ، توضیح می دهید؟

به من می گویند عصبانی نشوم ، مگر بی غیرتم وقتی درد و مشکلات مردم را به چشم می بینم ، با بی تفاوتی از کنار آن بگذرم.آمده اند و یارانه ها را به مردم غالب کرده اند.زندگی مردم بهتر نشده که بدتر هم شده است .خدمت به مردم یعنی فراهم کردن رفاه و آسایش آنها اما متاسفانه شاهد نداری و سختی زندگی مردم هستیم.دولت می گوید چهل هزار تومان در ماه به مردم کمک میکنیم ، مگر مردم گدا هستند ؟ مردم ایران روی گنج خوابیده اند ، نفت، گاز و... دولت حق ندارد به مردم کمک کند،دولت باید کار کند، خدمت کند و زحمت و دسترنج مردم را دودستی تقدیم آنها نماید.چهل هزار تومان در ماه به مردم می دهند و بعد چند برابر آن را از جیب مردم برداشت می کنند و سپس ادعای خدمت به مردم دارند.از دید مسوولین خدمت دولت به مردم یعنی کار کردن مردم برای دولت واینکه مردم کار کنند و پولشان را تقدیم دولت نمایند! .برای من گاز می آمد چهل هزار تومان و حالا می آید یک میلیون تومان .گاز به کشور همسایه با مبلغی بمراتب کمتر از آنچه از جیب مردم برداشت می کنند ، صادر می شود.با دیدن این شرایط نباید عصبانی شوم ؟ نباید حرص بخورم و شرایط جسمانی ام مثل امروز شود.من این حرفها را برای خودم نمی زنم.به هر حال از آنجایی که چهره شناخته شده ای هستم و مردم به من لطف دارند ، زندگی ام می گذرد حتی با اینکه بیماری ام بسیار پر هزینه است با لطف مسوولین بیمارستان کسری، مالک گسترش فولاد تبریز و اندوخته پس اندازم روزگار سپری می شود اما اگر مردم عادی شرایط امروز من را داشتند و با یک بیماری پر هزینه روبرو شوند ، چه باید بکنند؟بروند بمیرند؟من ناصر حجازی هستم ، سرد و گرم روزگار را چشیده ام . عمری از من گذشته است. هیچ ابایی هم ندارم که اگر من را ببرید وبا شلیک 2 تیر به زندگی ام خاتمه دهید. حرفهایم از سر دلسوزیست.کمی مراعات مردم را کنید..مردم را دوست داشته باشید تا آنها هم شما را دوست داشته باشند.مردم معنای خدمت را می دانند و اگر آن را احساس نمایند پا به پای دولت می ایستند و اگر نمی توانید رفاه مردم را فراهم سازید ، بروید .من 4 سال قبل و در اواسط فصل وقتی دیدم اعضای هیات مدیره با دخالتهایشان اجازه نمی دهند تا در تیم مردمی استقلال علیرغم توانایی ام کار کنم و ماندنم فایده ای ندارد بخاطر مردم در حالی که مرا می خواستند ، رفتم تا شاید دیگران بتوانند موفق باشند.مردم ایران قدرشناس هستند.قدر این قدرشناسی را بدانید.

- اما دولت در ارتباط با بحث یارانه ها حتما از نظر کارشناسان بسیاری استفاده کرده است .

اتفافا برای من هم جای سوال است که مگر اینها کارشناس ندارند؟از کجا این یارانه ها را آورده اند.اگر کشور های دیگر چنین کاری انجام دادند ، ابتدا شرایط و بستر کار را فراهم کردند و بعد اجرا نمودند. آیا در ایران این بستر فراهم بود؟ اینکه بگوییم مصرف نکنید ، فلان چیز را نخرید ، هزینه نکنید تا برایتان پس انداز شود ، هنر است؟

آخر یک کارگر که ماهی سیصد-چهارصد هزار تومان حقوق می گیرد و کرایه خانه، خرج زندگی و...دارد و حال باید سه برابر مبلغی که دولت می دهد ، به آنها برگرداند، چطور زندگی کند؟

نتیجه اش می شود فقر و فقر یعنی فساد ، فحشا ، طلاق و...از کدام کارشناس صحبت می کنید؟ کارشناسی فقط بازی با آمار و ارقام و زندگی در برج نیست.کارشناسی یعنی زندگی با مردم و لمس کردن درد و مشکلات آنها از نزدیک.

کارشناسی یعنی بدنبال پیدا کردن راهی جهت مقابله با ورود کالاهای چینی و رونق بخشیدن به تولیدات داخلی.امروز شاهد هستیم که کارخانه های ما یا ورشکسته هستند یا صاحبان آنها جهت جلوگیری از ورشکستگی، کارخانه هایشان را تعطیل می کنند و نتیجه آن بیکاری و دربدری کارگر ها است و این مشکلات در پایان باعث از هم پاشیده شدن کانون خانواده ها و ایجاد مشکالات اجتماعی و اخلاقی می شود.

ما کارشناسان واقعی و افراد تحصیلکرده و با دانش کم نداریم.حتی در مسافرتهای خارج از ایران وقتی با این افراد روبرو می شوم ، می گویند حاضریم با رقمی نصف آنچه در خارج از ایران به ما می دهند در خاک خودمان کار کنیم ، به عشق ایران اما امکانات و شرایط برای ما فراهم نیست.

می خواهم از دولت بپرسم که اجرای طرح یارانه ها اهمیت دارد یا یافتن راهی جهت جلوگیری از فرار مغز ها.هر چند مغزها بایستی فرار کنند که اگر باشند بسیاری از افرادی که به نا حق و بر اساس زدوبند در راس کارند ، خانه نشین خواهند شد. .همانطور که سطح علمی دانشگاهها را پایین آوردند تا افرادی که سلیقه ای وارد دانشگاه شده بودند، بتوانند فارغ التحصیل شوند.

اینکه وضعیت جسمانی ام شرایط امروزی را دارد ، بدلیل شرایطی است که می بینم و نمی توانم در قبال این مسایل و مشکلات مردم بی تفاوت باشم.به قول گاندی که می گوید : درد من تنهایی نیست ، بلکه مرگ ملتی است که برایشان گدایی را قناعت ، بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب ، این حماقت را حکمت می نامند.

- از این بحث خارج شویم و بعنوان آخرین سوال اینکه از امیر رفیعی بعنوان مدیر برنامه های شما در برخی محافل یاد می شود ، اینطور است؟

من هیچگاه مدیر برنامه نداشته و نخواهم داشت.خودم قدرت و توانایی فکری جهت انجام کارهایم را داشته و دارم.امیر رفیعی مثل پسرم است و فردی با شخصیت و تحصلیکرده که در بسیاری از موارد با هم مشورت می کنیم.به رفیعی اعتماد دارم و او نیز به دلیل علاقه و رفاقت با من ، مدیریت پرتال شخصی ام را بر عهده گرفته است.در ضمن ایشان مشاور فتح اله زاده و دستیار من در کمیته فنی باشگاه استقلال است.

- و حرف پایانی.


یا رب روا مدار که گدا معتبر شود

گر معتبر شود ز خدا بی خبر شود



درگذشت نابهنگام دکتر بیژن پاکزاد



با اندوه و تاثری وصف ناپذیر خبر درگذشت نابهنگام دکتر بیژن پاکزاد طراح مشهور ایرانی را دریافت کردیم.

بیژن پاکزاد از جمله ایرانیانی بود که هیچگاه به ریشه و اصلیت خود پشت نکرد و همیشه به ایرانی بودن خود پاکدلانه می بالید.

او با همتی والا و مبتکرانه هنری را به جهان عرضه کرد که نه تنها نام ایران را در این عرصه به جایگاهی درخور رسانید بلکه آنچنان که درشأن هنر ایرانی است برازندۀ بزرگان و نام آورانش کرد.

او ایرانی ای اصیل، والا و بی همتا بود، که دین خود را به میهن عزیزش ایران در یاری رسانی به بنیادهای ایرانی ادا می کرد. جای وی برای همیشه درجامعۀ ایرانی خالی خواهد بود و یادش همیشه در خاطرۀ هر ایرانی و هرکس که دکتر بیژن پاکزاد را می شناخت با احترام برجای خواهد ماند.

ما از صمیم قلب به دانیلا، نیکلاس، الکساندرا، مهتاب و سایر بازماندگان، دوستداران و جامعۀ ایرانیان این فقدان ناگوار را تسلیت می گوییم و برایشان شکیبایی و پایداری خواهانیم.

روانش شاد و یادش همواره گرامی باد

رضا و یاسمین پهلوی



۱۳۹۰ فروردین ۲۱, یکشنبه

پیام شاهزاده رضا پهلوی در مورد کشتار مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف

۱۹ فروردین ۱۳۹۰


هم میهنان عزیزم

برپایۀ خبر منتشرشده در بسیاری از رسانه های بین المللی، حملۀ اخیر نیروهای نظامی دولت عراق به اردوگاه اشرف به مرگ بیشماری از ایرانیان ساکن در این اردوگاه و زخمی شدن شمار بیشتری از آنان منجر شده است و بار دگر توحش چهرۀ کریه خود را به نمایش گذاشت و حقوق انسان های دربند را نادیده گرفت.

پس از حملۀ پیشین نیروی نظامی عراق به این اردوگاه نیز، از ریخته شدن خون هم میهنانم اظهار تأسّف کردم و چنین حملۀ غیرقابل توجیهی را از مصادیق بارز تجاوز دولت عراق به حقوق بشــر، به نقض آشکار اصــول منشور سازمــان ملل متحد و قــراردادهای گونــاگون بین المللی دانستم. این بار نیز ضمن همدردی با خانواده هایی که عـزیزان خود را از دست داده اند، این رفتار ضد انسانی و اسف انگیز را محکوم می کنم.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

۱۳۹۰ فروردین ۹, سه‌شنبه

پادشاهی پارلمانی حکومت فردی نیست

ایران کشوری بزرگ، باستانی و با قدمت تاریخی است و دارای تیره ها، طوایف، زبان ها و اقوام متکثر و گوناگون است که سال ها زیر نام ایران زیسته اند. هگل از بزرگترین فلاسفه تاریخ و سیاست معتقد است ایران قدیمی ترین پادشاهی دنیاست که برای نخستین بار موفق گردید با درایت و کاردانی پادشاهان بزرگی مانند کوروش، داریوش و سپس انوشیروان امپراتوری بزرگ و وسیعی را تشکیل دهد.

پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی جریان های جمهوری خواه اعم از جمهوری خواه به معنای طرفدار جمهوری اسلامی و یا جمهوری خواهان لاییک به طور فزاینده ای بر منسوخ شدن نظام پادشاهی در ایران تاکید می کنند و تنها راه رفاه و آزادی مردم را در قالب جمهوری تعریف می کنند.

بسیاری از فعالان سیاسی و طرفداران جمهوری «تنها» شکل دمکراسی برای ایران را یک جمهوری سکولار معرفی می کنند که این ادعا دارای اشکالات بسیار و سفسطه های زیادی است:

1- یکی از استدلال های جمهوری خواهان این است که در طول تاریخ سابقه نداشته که یک جمهوری مجددا به پادشاهی تبدیل شود در حالی که این ادعا از بیخ و بن بی اساس است. نمونه بسیار معروف آن بازگشت پادشاهی به بریتانیا پس از دوران جمهوری کرامول است که اساس نظام پادشاهی حفظ گردید و در طی سال ها و به صورت تکامل یافته به پادشاهی های مطلقه و سپس پادشاهی پارلمانی مبدل شد تا جایی که بسیاری از فیلسوفان علوم سیاسی بر این عقیده اند که بریتانیا پردامنه ترین، عمیق ترین و قدیمی ترین دمکراسی دنیاست. نمونه دیگر آن اسپانیا و خوان کارلوس است که پس از دوران دیکتاتوری فرانکو، توانست دمکراسی را برای اسپانیا به ارمغان آورد.

2- هر کشوری دارای یک سنت سیاسی تاریخی ویژه خود است مثلا ایتالیا با توجه به جمهوری روم و سنای آن همواره به سمت جمهوری گرایش داشته در حالی که برقراری جمهوری در یک کشور دیگر مانند بریتانیا سنت سیاسی نبوده است. سنت سیاسی ایران همواره پادشاهی بوده است اما تفاوت مهم و بنیانی یک نظام پادشاهی پارلمانی با استبداد دیرپای شاهان سنتی ایران این است که در نظام پادشاهی پارلمانی، پادشاه تنها نماینده نهاد پادشاهی است و نقشی کاملا نمادین دارد. پادشاه نماد یکپارچگی اقوام گوناگون ایران است این نقش را نه ولی فقیه و نه رئیس جمهوری نمی توانند ایفا کنند. ولی فقیه دارای اختیارات بی حد و حصر است که رهبری اش کاملا جنبه ایدئولوژیک و مذهبی و مختص به یک دین دارد. ولی فقیه به دلیل همین محدودیت همراه با تبعیض، قادر به ایفای نقشی «ملی» نیست. رئیس جمهوری نیز چون به صورت «موقت» و از سوی نیروهای معین و محدود اجتماعی، بر سرکار می آید از ایفای نقش نمادین برای اتحاد و همبستگی اقوام و تیره های ایرانی در یک کشور یکپارچه عاجز است. حال آنکه نماد پادشاهی، این مزیت را دارد که از واگرایی اقوام جلوگیری می کند و نیروهای گریز از مرکز را به سمت یکپارچگیِ سرزمینی و ثبات سوق می دهد، ضمن آن که حقوق اساسی هر استان و ایالت و اقوام آن را را مانند زبان محلی و مسائل مربوط به خودمختاری راهم به رسمیت می شمارد.

3- نظام پادشاهی پارلمانی برخلاف تبلیغات مخالفان، بر مبنای شخص پادشاه اداره نمی شود بنابراین جنبه حکومت فردی ندارد. در یک نظام پارلمانی قدرت اصلی و واقعی در دست احزابی است که با کسب اکثریت، به شکل های مختلف، دولت و پارلمان را به تنهایی و یا در ائتلاف با احزاب دیگر تشکیل می دهند. بدین ترتیب نخست وزیر «منتخب»، «موقت» و «برآمده از فعالیت حزبی» به مثابه رییس دولت، اساس قوه مجریه نظام پادشاهی پارلمانی است و نه نهاد پادشاهی یا شخص پادشاه.

قطعا منظور شاهزاده رضا پهلوی و اصولا طرفداران نظام پادشاهی پارلمانی بازگشت به سلطنت سنتی و استبدادی نیست و طرفداران این نوع نظام خواهان حکومت فردی نیستند.

4- جمهوریت الزاما مترادف با دمکراسی نیست چرا که رژیم های بسیاری در دنیا وجود دارند که عنوان جمهوری را یدک می کشند ولی از بدترین انواع دیکتاتوری هستند که مثال روشن آن جمهوری اسلامی ایران یا جمهوری عربی سوریه یا جمهوری کوباست. بنابراین صرف جمهوریت تضمین کننده دمکراسی نیست. ضمن آن که نوع رفتار سیاسی فیدل کاسترو، هوگو چاوز، بشار اسد، حسنی مبارک، زین العابدین بن علی و یا معمر قذافی نشان داد در نظام جمهوری هم می توان حکومت فردی و دیکتاتوری و حتا موروثی به وجود آورد. بنابراین شکل نظام سیاسی و حتا وجود مفاد مترقی در قانون اساسی یک کشور، به خودی خود، تضمین کننده دمکراسی، امنیت و رفاه ملت ها نیست.

5- برخلاف نظر برخی از جمهوری خواهان که قصد تخریب و وارونه سازی نظام پادشاهی پارلمانی را دارند، نظام پادشاهی پارلمانی می تواند تداعی کننده حکومت های توسعه یافته ای مانند بریتانیا، سوئد، نروژ، دانمارک، هلند، اسپانیا و ژاپن باشد که از عمیق ترین دمکراسی ها و توسعه یافته ترین کشورها به شمار می آیند. به عبارت دیگر قدرت در نظام پادشاهی، قدرت موروثی نیست زیرا در اختیار نخست وزیر منتخب و پارلمان قرار دارد که هر بار توسط مردم در آن بازنگری می شود. یعنی نظام بر مبنای پادشاه و قدرت او نیست بلکه بر مبنای قدرت و حاکمیت مردم است که توسط دولت و پارلمان اعمال می شود.

6- اگر خودکامگی شاه و کمبود آزادی های سیاسی و حقوق بشری در عصر پهلوی نشانگر استبدادی بودن نظام پادشاهی پارلمانی است پس دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایران و یا اختناق موجود در کوبا هم می تواند بیانگر اختناق نظام جمهوری باشد که قطعا چنین استدلالی سست و سرشار از سفسطه است. آنچه برای ساختن ایران ِ آینده مهم است «محتوای» نظام آینده است و«شکل» نظام اهمیت درجه دو را داراست زیرا ممکن است زیر عنوان جمهوری خلقی و مردمی هم نظامی بدتر از جمهوری اسلامی فعلی نصیب مردم شود. باید «ساز و کارهای دمکراتیک» و رشد «فرهنگ گفتگو» و«مدارای سیاسی/ مذهبی» در دستور کار آزادی خواهان ایرانی قرار بگیرد.

لازم است به کلیه جمهوری خواهان تذکر داده شود برای پیشبرد جمهوری مورد علاقه خود، مبانی نظام پادشاهی پارلمانی را مخدوش و وارونه جلوه ندهند. در یک انتخابات آزاد تمام نیروهای سیاسی که در دادگاه های صالحه مجرم شناخته نشده اند باید قادر باشند مرام و مسلک خود را تبلیغ کنند و به رای مردم هم احترام بگذارند. اجبار مردم به این که «فقط» جمهوری را برگزینند دیگر معنای «انتخابات آزاد» نمی دهد. انتخابات آزاد، غیر گزینشی و رقابتی در چهارچوبِ یک نظام دمکراتیک تنها زمانی معنا دارد که مردم بتوانند از میان «گزینه های مختلف» به گرایش مورد علاقه خود رای دهند و گرنه «الزام نمودن مردم به جمهوری» همان رفتار سیاسی خمینی را به ذهن متبادر می کند که با دیکتاتورمنشی خاص خود اعتقاد داشت جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر. اگر درونمایه یک نظام سیاسی دارای خصوصیات دمکراتیک یعنی «پاسخگویی حاکمان و نظارتِ مطبوعات و دستگاه قضایی بر قدرت»، «محدودیت قدرت و وجود آزادی های اساسی»، «توزیع عادلانه قدرت»، «دستگاه قضایی سالم و مستقل» و «جدایی حکومت از مذهب و ایدئولوژی» باشد و مردم بتوانند «طبق قانون اساسی» نظام سیاسی و قدرت مستقر را به چالش بکشند آنگاه «نوع و شکل» آن نظام چندان اهمیتی ندارد چه جمهوری سکولار باشد چه پادشاهی پارلمانی.

به کاربردن اصطلاح سلطنت طلب و خواهان حکومت فردی برای هواداران نظام پادشاهی پارلمانی تنها یک سخن انحرافی است که بیشتر برای مغشوش ساختن افکار عمومی مردم داخل ایران استفاده می شود.

نوشته: کوروش از تهران