۱۳۸۸ اسفند ۱, شنبه

انقلاب اسلامی انتقام آخوندها از مشروطه بود


دکتر داریوش همایون در گفتگو با محمد محمدی - کیهان لندن


محمدی ـ نقطه ‌عطف یا سرآغاز انقلاب ۵۷ چه بود؟

همايون ـ آتش‌سوزی سینما رکس آبادان، چه از نظر زدن ضربه کاری به شاهی که اراده مقاومت را از دست داد و چه از آن رو که رژیم پادشاهی با به گردن گرفتن عملی گناه آن جنایت، خود را به کلی بی‌اعتبار کرد.

محمدی ـ آیا رابطه‌ای‌ بین انقلاب مشروطه‌ با انقلاب ۵۷ وجود دارد؟

همايون ـ انقلاب اسلامی انتقامی بود که آخوند‌ها با همکاری گمراهانه چپ و مصدقی‌ها از انقلاب مشروطه گرفتند.

محمدی ـ آیا انقلاب ۵۷ یک انقلاب مدرن بود؟

همايون ـ انقلاب اسلامی یک انقلاب ارتجاعی بر ضد مدرنیته بودــ با شیوه‌های نوین بسیج توده‌ای بر زمینه مذهب و بهره‌گیری از تکنیک‌های چپ انقلابی به رهبری مراجع مذهبی و یک حکومت اسلامی که فراآمد ناگزیر یک انقلاب مذهبی در جامه امروزی بود. احمد شاملو می‌گفت ما مدرنیته را از میان بردیم.

محمدی ـ جامعه‌ای که‌ در آن انقلاب ۵۷ روی داد چگونه‌ جامعه‌ای بود؟

همايون ـ جامعه‌ای بود در مسیر نوسازندگی و توسعه با کاستی‌های بنیادی، مانند همه جامعه‌های رو به توسعه آن زمان، که بر خلاف دیگران زمان نیافت تا بسیاری از آن کاستی‌ها را برطرف سازد.

محمدی ـ خواست‌های اصلی مردمی که‌ انقلاب کردند چه بود؟

همايون ـ همان شعار معروف استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی که هر کس هرچه دلش می‌خواست از آن می‌فهمید.

محمدی ـ نقش اقتصاد و جامعه‌ طبقاتی ایران در آن زمان در شکل‌گیری اعتراضات و پیروزی انقلاب را چگونه‌ ارزیابی می‌کنید؟

همايون ـ پرسش دراز مبهمی است. به زبان کوتاه، اقتصاد ایران هیچ جائی برای انقلابی که اساسا سیاسی و فرهنگی بود نمی‌گذاشت؛ اقتصاد شکوفانی بود، منتظر پاره‌ای اصلاحات سیاسی که جامعه در مسیر آن می‌بود. تفاوت‌های زننده طبقاتی در ایران آن روز هیچ بیشتر از کشور‌هائی که بعدا «ببر» نام گرفتند، یا چین و هند هم امروز که از آن مرحله نیز می‌گذرند نمی‌بود.

محمدی ـ نقش زنان در انقلاب ۵۷ را چگونه‌ ارزیابی می‌کنید؟

همايون ـ نقشی بسیار فعال و در خور یک اجتماع زنانه پویا که در شش هفت دهه پیش از آن از واپس‌ماندگی هزار ساله به در آمده بود؛ و نیز اقدام به خود‌کشی. حتا بیش از لایه‌های دیگر اجتماعی.

محمدی ـ قشرهای مختلفی که‌ در انقلاب شرکت و نقش تعیین‌کننده‌ داشتند کدام‌ها بودند لطفا اگر امکان دارد توضیح بیشتری بدهید؟

همايون ـ نخست، طبقه متوسط فراورده همان شش هفت دهه که بیشترین نقش را داشت. دوم طبقه زیر متوسط lower middle class ــ بیشتر، روستائیانی که به شهر ریخته بودند و شهر‌ها را روستائی می‌کردند. خود روستا‌ها نقشی نداشتند و کارگران دیر‌تر از همه به جنبش انقلابی پیوستند.

محمدی ـ مقایسه‌ استاندارد زندگی شهری و روستایی آن زمان با توجه‌ به‌ پیشرفت امکانات رفاهی مانند وسایل برقی، اتومبیل، بیمه‌ و... چگونه‌ بود؟

همايون ـ روستا‌ها به سبب سیاست گمراه راضی کردن و خریدن توده‌های شهری و سیاست یارانه، قربانی شده بودند و برای بهره‌گیری از امکانات رفاهی به شهر‌ها می‌ریختند.

محمدی ـ به‌ باور بعضی از کارشناسان اگر انقلاب رخ نداده‌ بود نهایتا شاه‌ مجبور می‌شد به‌ انتخابات آزاد تن بدهد،انتخاباتی که‌ در هر صورت حکومت سکولار را ضمانت می‌کرد، نظر شما در این باره‌ چیست؟

همايون ـ او از تابستان ۱۳۵۷ به همین نتیجه رسیده بود. با لابه و تمنا، با دادن امتیازات بزرگ، از مردم می‌خواست به او فرصت دهند که خودش پیام انقلاب آنها را عملی کند. اما حکومت در آن زمان عملا عرفیگرا بود؛ این جامعه بود که هرچه بیشتر مذهبی‌اندیش می‌شد ــ درست برعکس این دوران.

محمدی ـ آيا رژيم پهلوى ، «آلترناتيو» ديگرى به جز انقلاب باقى گذاشته بود؟ چرا انقلاب؟

همايون ـ جایگزین انقلاب، پیشبرد مبارزه مدنی می‌بود که با تظاهرات و اعتصابات به خوبی به پیروزی می‌رسید. اما نیرو‌های انقلابی غرق در کیش پرستش انقلاب، جز ویران کردن به قصد ساختن جامعه‌ای تازه نمی‌خواستند. همان‌ها که اصلاح جمهوری اسلامی را آرزو دارند اقدامات و ظرفیت اصلاحی رژیم پیشین را بس ندانستند و تنها وسیله رسیدن به انقلاب خود ساختند. چرا انقلاب، حتا در شرایط سیاسی که رژیم تسلیم و پا به فرار بود؟ زیرا گروه‌های مخالف همه چیز را با چشمانی که یا از کینه کور شده بود و یا از ایمان، به موقعیت می‌نگریستند. از این جاست که می‌باید کینه و ایمان را در سیاستگزاری و سیاست‌ورزی کنار بگذاریم.

محمدی ـ آیا انقلاب ۵۷، انقلابی اسلامی با خواست‌های اسلامی و رهبری اسلامی بود که‌ سرانجام جمهوری اسلامی (ولایت فقیه‌) از دل آن بیرون آمد؟

همايون ـ پاسخ را از نیرو‌های انقلابی ذوب شده در کسی که تصویرش را هم بر ماه دیدند بپرسید که امروز نام انقلاب اسلامی را نیز می‌کوشند به انقلاب بهمن تغییر دهند. گویا مهم‌ترین ویژگی انقلاب ماه پیروزی آن بوده است.

محمدی ـ نقش چپ‌ها در انقلاب را چگونه‌ ارزیابی می‌کنید؟

همايون ـ مانند زنان نیرو‌های چپ نیز با توانائی‌های در خور یک طبقه متوسط فرهنگی و اقتصادی به میدان آمدند و همان اقدام به خودکشی را کردند، با پیامد‌های سنگین‌تر. گرایش چپ بزرگ‌ترین خدمتگزار و قربانی انقلاب اسلامی بود.

محمدی ـ به‌ باور بعضی از تاریخ‌نویسان در زمان انقلاب ائتلاف یا اتحاد موقت و ناسازگار، بین نیروهای مذهبی و غیر مذهبی با هدف سرنگونی حکومت شاه به وجود آمده‌ بود، نظر شما در این باره‌ چیست ‌؟

همايون ـ درست است. هر کس از ظن خود...

محمدی ـ نقش احزاب و تشکل‌ها در پیروزی انقلاب چگونه‌ بود؟

همايون ـ همه زود‌تر و دیر‌تر به انقلاب پیوستند. روحیه عمومی، استفاده از فرصت بود ــ همان فرصت‌طلبی که در قلب ضعف سیاسی جامعه ایرانی قرار دارد و اکنون نسل تازه‌ای از ایرانیان دارد از آن رها می‌شود.

محمدی ـ وضعیت حقوق بشر در زمان انقلاب چگونه‌ بود، با توجه‌ به‌ وجود ساواک و زندان‌های مخوفی چون قصر و ...؟ لطفا مقایسه‌ای با شرایط کنونی هم داشته‌ باشید.

همايون ـ حقوق بشر تنها در زندان‌ها خلاصه نمی‌شود و در دو سه ساله آخر شاه، شکنجه موقوف و در‌های زندان‌ها بر بازدید‌های صلیب سرخ گشوده شد. اما تا آنجا که به آزادی‌های شخصی و رواداری مذهبی مربوط می‌شود ایران از همه کشور‌های اسلامی پیش افتاده بود. مشکل حقوق بشر در ایران طبیعت استبدادی رژیم بود نه مذهب ایدئولوژی شده‌ای که پیام نهائی آن یا اسلام (تعبیر خودش) یا اعدام است و هر جا زورش برسد، مثلا در باره بهائیان و سنیان، به آن عمل می‌کند.

محمدی ـ دلایل مطرح شدن آقای خمینی در زمان انقلاب و رهبری وی چه بود؟

همايون ـ خمینی برای بی‌شمارانی پرچمدار بازگشت به ارزش‌های اصیل و جامعه بی‌طبقه توحیدی بود که گویا بهشت را به زمین می‌آورد و برای بی‌شماران دیگری پرچمدار ضد امپریالیسم یعنی دشمنی با غرب و آنتی سمتیسم [یهودستیزی] که چپگرایان و اسلامیان را با هم متحد کرد و اکنون در گرایش راست افراطی نیز بازتاب‌هائی دارد.

محمدی ـ اکثریت روشنفکران که‌ نقش بسزایی هم در انقلاب داشتند، خواستار آزادی سیاسی و آزادی بیان، حقوق شهروندی بودند، با وجود اینکه‌ همه‌ آنها هم با قوانین اسلامی آشنایی کامل داشتند، چرا بعضا تعداد بیشتری از آنها با حکومت اسلامی همراهی کردند؟

همايون ـ هر کس آزادی و حقوق شهروندی را برای خود و همفکرانش آرزو می‌کرد. ما تازه داریم معنی واقعی این اصطلاحات را در می‌یابیم. آشنائی چندانی هم با قوانین اسلامی در کار نمی‌بود و اگر هم می‌بود شانه‌ای بالا می‌انداختند و می‌گذشتند زیرا تنها به پیروزی در دسترس می‌اندیشیدند ــ حتا پس از خواندن ولایت فقیه خمینی. "بعضا تعداد بیشتر" هم نبود؛ تقریبا همه پشتیبانی کردند. آن درجه خود‌فریبی تنها یک بار دیگر در حمله اعراب از اشرافیت نظامی ایران دیده شده است.

محمدی ـ چرایی تسلط روحانیون بر انقلاب را در چه‌ دلایلی می‌بینید، با توجه‌ به کثرت احزاب چپ و دمکراسی‌خواه‌؟

همايون ـ دمکراسی‌خواه در برابر آزادیخواه هم اصصلاح نادرست و گمراه کننده‌ای است زیرا باز خودی و غیر خودی را ــ اگر چه هر دو دارای آزادی ــ در خود دارد، و هم در آن زمان بی‌معنی می‌بود. همه دنبال برقرار کردن تسلط خود می‌بودند. "روحانیان" از بقیه، هم زرنگ‌تر بودند، هم بهتر توده به هیجان آمده نا‌آگاه را دستکاری manipulate می‌کردند، و هم رهبری داشتند که چپ و راست به رهبری و امامت پذیرفته بودند. تسلط روحانیان از همان آغاز، تابستان 1357، چون و چرا نداشت.

محمدی ـ آیا انقلاب 57 انقلابی ضد امپریالیستی بود؟

همايون ـ بخش چپ نیروهای انقلابی با تسلیم محض به امپریالیسم شوروی جائی در این پرسش ندارد. بخش مذهبی اساسا نگران نفوذ ارزش‌های غربی در جامعه‌ای بود که به تندی از فضای سنتی بیرون می‌آمد ــ هجوم فرهنگی بعدی در تبلیغات حکومت اسلامی. رژیم پادشاهی از بستگی کامل به امریکا و غرب به طور کلی، در آغاز، اندک اندک به اسقلال عمل روی می‌نهاد. در آن اواخر مبارزه ضد امپریالیستی معنی واقعی نداشت. ایران بزرگ‌ترین قدرت منطقه‌ای با وزنه مثبت و آزادی عمل میان دو اردوگاه جهانی شده بود.

محمدی ـ دین‌سالاری تا زمانی که‌ قانون اساسی به‌ تصویب رسید هیچگاه‌ از زبان رهبران دینی بیان نشد،اما بعدها با تصفیه‌ نیروهای روشنفکر جامعه‌ آن را تحمیلا قانونی کردند. نقش مذهب در پیروزی انقلاب با توجه‌ به‌ اینکه‌ در زمان انقلاب مساجد مراکز اصلی سازماندهی اعتراضات بود، چگونه‌ بود؟

همايون ـ انقلاب پیروز دست کم تا مدتی دنباله شعارها و رهبری اصلی خود را می‌گیرد. وقتی تظاهر‌کنندگان طبقه متوسط از همان آغاز حرکت انقلابی حکومت اسلامی و به زودی جمهوری اسلامی می‌خواهند و به آخوند‌ها اقتدا می‌کنند و آخوندی را به رهبری می‌پذیرند که هر وعده‌ای می‌داد آن را مشروط به اسلام می‌کرد دین‌سالاری از همان آغاز جا افتاده است. در سرتا سر دوره شش ماهه انقلاب شعار‌ها و رهبری در دست آخوند‌ها بود و مقاومتی هم نشد. بعدا هم تا آخوند‌ها دیگران را پاکسازی نکردند نشد.

محمدی ـ اگر انقلاب رخ نمی‌داد از لحاظ اقتصادی با توجه‌ به‌ روابط دوستانه‌ ایران با غرب و گسترش صنایع پتروشیمی،نفت،اتومبیل سازی،ذوب آهن و صنایع مشابه‌ ایران می‌توانست حتی به‌ خود‌کفایی هم برسد،نظر شما چیست؟

همايون ـ ایران بی‌تردید یک "ببر آسیائی" دیگر شده بود و با رشد صنعتی ۲۲ در صد در سال از هیچ کشوری در سطح خود کم نمی‌آورد. خودبسندگی هدف آغازین انقلاب صنعتی ایران می‌بود ولی ایران با بلوغ تدریجی صنعتی خود می‌رفت که در اقتصاد بزرگ جهانی ادغام شود. خودبسندگی معنی ندارد.

محمدی ـ در رفراندم فروردین ۱۳۵۸، صدها هزار ایرانی تحصیل کرده دانشگاهی، رهبران سیاسی، حتی احزاب چپ مارکسیست و حزب توده ایران ، با آن سابقه طولانی مبارزاتی خود ، در صف اول رای دهند گان، به « جمهوری اسلامی» آیت الله خمینی رای دادند، چرا؟

همايون ـ این پرسش برای آنهاست که می‌کوشند تقصیر انقلاب را به گردن این و آن بیندازند و انقلاب را جبر تاریخ و اجتناب‌ناپذیر بدانند و بهانه‌هائی از گونه "جایگزین دیگری نبود" بیاورند.

محمدی ـ به‌ باور آقای خمینی شعار اصلی اکثریت مردم اسلام بود نه‌ دمکراسی. آیا مذهبیان در زمان حکومت شاه‌ به‌ خاطر مذهب‌شان تحت فشار بودند؟

همايون ـ یک کاستی بزرگ پادشاهی محمد رضا شاه تکیه‌اش به آخوند و مذهب بود، حتا هنگامی که با آخوند و در واقع مذهب به تعبیر آخوندی در می‌افتاد. او آن قدر در تضاد بهره‌برداری از مذهب و امتیاز دادن به آخوند و پیشبرد یک برنامه غیر آخوندی و گاه ضد آخوندی سرگردان ماند تا کارش به تبعید همیشگی رسید. رهبران مذهبی صرفا به دلائل سیاسی به زندان‌های راحت می‌افتادند و بسیاری‌شان نیز در رفاه کامل می‌بودند و همین بس که با ساواک و امثال آن به تفاهمی می‌رسیدند تا کار خود را زیر بینی حکومت پیش ببرند.

محمدی ـ شکست احزاب چپ و دمکراسی‌خواه‌ در تعیین مسیر درست انقلاب در چه بود؟

همايون ـ آن احزاب حتا "دمکراسی‌خواه" هم، به معنی دمکراسی آپارتاید، نبودند وگرنه از همان مراحل نخست، از هنگامی که پس از شکست شورش ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ بیعت کنان روانه نجف شدند، چنان مسیری را بر نمی‌گزیدند. همین بس که به تفاوت آنان با جنبش سبز، آن هم در رژیمی مانند جمهوری اسلامی با احزاب چپ و "دمکراسی‌خواه" آن روز‌ها بنگریم.

محمدی ـ آیا «قانون اساسی جمهوری اسلامی » رسمأ و عملأ به مفهوم فلسفه سیاسی امروزه، ملتی را بنام «ملت ایران » با حقوق و مسئولیت شهروندی‌اش رسمأ می‌شناسد یانه؟

همايون ـ قانون اساسی جمهوری اسلامی آمیزه‌ای از بسیاری تضاد‌هاست و اختیار نهائی را به آخوند‌هائی می‌دهد که با ملت ایران به عنوان ماهیتی تاریخی و مستقل از اسلام همان دشمنی پدران معنوی خود ــ قبایل عربی که اسلام را وسیله تاراج و کشتار و سروری کردند ــ دارد. ایستادگی مردم ایران بوده که نگذاشته است ملت ایران دوام نیاورد. اما حقوق شهروندی، میدان پیکار این ملت با جمهوری اسلامی است و از روی این حکومت و این فلسفه سیاسی خواهد گذشت.

محمدی ـ نظر شما درباره‌ این جمله‌ ایلین شولینو چیست: «آقای خمینی مظاهر متفاوتی برای انقلابگران متفاوت را داشت: برای روشنفکران و لیبرال‌های ملی نماد یک دموکرات، برای روحانیان یک رهبر با تقوی، برای بازاریان و تجار یک فرد معتقد به اقتصاد بازار آزاد (و غیر وابسته به دولت)، برای طیف چپ و کارگران نماد عدالت اجتماعی، برای خانواده‌ها نماد ارزش‌های اصیل، و نماد وحدت و استقلال برای کل کشور بود».

همايون ـ همان خودفریبی و "هر کسی از ظن خود." هیچ کس حاضر نبود از نزدیک به موضوع پرستش خود بنگرد. هیچ سخن منطقی پذیرفته نمی‌شد.

محمدی ـ اکثریت کسانی که‌ در راهپیمایی روزهای انقلاب شرکت می‌کردند تصور روشنی از آینده‌، حتی بعد از پیروزی انقلاب نداشتند چرا؟

همايون ـ در پاسخ‌های بالا به این پرسش پرداخته شده است.

محمدی ـ آیا انقلاب بعد از ۳۱ سال دارای کارنامه‌ قابل قبولی هست؟ آیا انقلابیان به‌ حداقل خواست‌های خود رسیده‌اند؟

همايون ـ حتا "روحانیت" پیروز نیز به این پرسش می‌باید پاسخ نه بدهد و هنگامی که نسل تازه فرماندهان سپاهی چنگال‌های آزمند و خون‌آلود خود را بر بقیه پیکره حکومت نیز استوار کردند چنان پاسخی را به بانگ بلند خواهد داد. آن روحانیت پیروز فرش را نه تنها از زیر پای خود بلکه اسلام در سیاست و حکومت نیز کشید.

محمدی ـ باتوجه‌ فرازو نشیب‌های طولانی ۳۰ سال گذشته‌، چرایی طولانی بودن عمر رژیم ملایان را در چه‌ مسائل و دلایلی می‌بینید؟

همايون ـ جامعه ایرانی دیر از خواب بیدار شد و هر کس تا نوبتش نرسید واکنش درخور نشان نداد و مبارزان در هر مرحله تنها ماندند و آنها که صحنه را پر می‌کردند در اکثریت بزرگ خود سرگرم پاک کردن حساب‌های دوره انقلاب و پیش از انقلاب بودند (بسیاری‌شان هنوز هستند.) از این گذشته قدرت و دامنه چنان انقلابی به آسانی فروکش نمی‌کرد. بر همه این‌ها می‌باید منابع پایان‌ناپذیر مالی رژیم و آمادگی‌اش را برای ماندن به هر بها و درس‌هائی که از سقوط شاه گرفته و تکنیک‌هائی که از نظام‌های توتالیتر کمونیستی آموخته است (با کمک فعال پاره‌ای از همان احزاب چپ) افزود. ولی امروز ما به هرحال در مراحل پایانی این تراژدی هستیم. جابجائی این رژیم با نظام سیاسی دمکراسی لیبرال، پس از گذشتن از مراحل چند، مسئله زمان است.

محمدی ـ تفاوت و تشابهات جامعه‌ ایرانی ازلحاظ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و حقوق بشر در روزهای انقلاب با امروز چگونه‌ است؟

همايون ـ هر چه در این پرسش به حکومت و جمهوری اسلامی و نظام به اصطلاح الهی آخوند‌ها مربوط می‌شود در مقایسه با گذشته به مراتب بدتر است. ایران ده‌ها سال لازم دارد تا آثار پلید این رژیم را برطرف سازد. ولی عامل مردمی، فرهنگ سیاسی، آگاهی عمومی، زیستن در جهان امروز، درست همان است که ما آرزو داشتیم. سرانجام آن مردمی که می‌باید ایران را به مدرنیته برسانند ــ با همه گوناگونی و گشادگی که در این فرایافت هست، از کوره یک تاریخ تراژیک بیرون آمده‌اند.

پنج شنبه 29 بهمن ماه 2568


۱۳۸۸ بهمن ۲۸, چهارشنبه

حکم زندان برای محمد اولیایی فرد، وکیل دادگستری

محمد اولیایی فرد، وکیل پایه یک دادگستری، عضو سازمان حقوقدانان جبهه ملی ایران و مدافع حقوق بشر و وکیل مدافع شمار زیادی از فعالان سیاسی و مدنی روز یکشنبه هفته جاری از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران به تحمل یکسال حبس تعزیری محکوم شد.

به گزارش هرانا، محمد اولیایی فرد وکیل پایه یک دادگستری در پی اعتراض به اجرای حکم بهنود شجاعی و سایر نوجوانان روز یکشنبه مورخ 18 بهمن ماه از سوی دادگاه انقلاب تهران به اتهام تبلیغ علیه نظام به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شد.

این حقوقدان و همکار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در پی جریان اعتراض به اعدام بهنود شجاعی و شکایت جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، به تبلیغ علیه نظام و توهین و افترا به قوه قضاییه متهم شده بود.

ترجمه مصاحبه نیوزویک با شاهزاده رضا پهلوی



نیوزویک، جری گُو: رضا پهلوی ۱۷ سال داشت که انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ پدر وی شاه ایران را وادار به خروح از کشور کرد. از آن زمان، ولیعهد سابق ایران همچون خاری در چشم رژیم مذهبی حاکم بر ایران، به مبارزه پرداخته است. ایشان بخصوص بعد از درگیری های پس از انتخابات در ایران در ماه ژوئن گذشته فعالیت های خود را به شدت تمام پیگیری کرده است.

با تشدید درگیری ها در ایران، به سراغ ایشان رفتیم و شاهزاده به چند پرسش خبرنگار نیوزویک پاسخ دادند که برگزیده هایی از آن به صورت زیراست:

********************

مخالف رژیم ایران از تبارپادشاهی

نیوزویک

جری گُو

پنجشنبه 22 بهمن 1388

رضا پهلوی ۱۷ سال داشت که انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ پدر وی شاه ایران را وادار به خروح از کشور کرد. از آن زمان، ولیعهد سابق ایران همچون خاری در چشم رژیم مذهبی حاکم بر ایران، به مبارزه پرداخته است. ایشان بخصوص بعد از درگیری های پس از انتخابات در ایران در ماه ژوئن گذشته فعالیت های خود را به شدت تمام پیگیری کرده است.

با تشدید درگیری ها در ایران، به سراغ ایشان رفتیم و شاهزاده به چند پرسش خبرنگار نیوزویک پاسخ دادند که برگزیده هایی از آن به صورت زیراست:


پرسش: آیا شما در داخل افرادی را دارید که شما را از آنچه داخل حکومت می گذرد با اطلاع کنند؟

پاسخ: بلی من با افرادی خاصی در تماس هستم. با توجه به درگیری های اخیر امکان تماس با ایران به شدت محدود شده است ولی آنچه مشخص است این است که آشوب و مبارزه مردم مختص به شهر تهران نیست، چنانچه در روز عاشورا در ماه دسامبر رژیم بخاطر نداشتن نیروی کافی مجبور به انتقال نیروهای امنیتی از شهرهای کوچک تر به شهرهای پرجمعیت چون تهران شد

.

پرسش: آیا این حقیقت دارد که ساکنان حومۀ شهرها اکثرا طرفدار رژیم هستند؟

پاسخ: رژیم به طور کامل اساس حکومت دینی را نفی کرده است. سرکوب مردم در روز عاشورا که از مقدس ترین روزها در بین شیعیان است، توهین بزرگی به قشر مذهبی ایران بود. حتی محافظه کاران نیز اکنون به این نتیجه رسیده اند که نظام در اجرای سیاست های خود به مشکل جدی برخورده است

.

پرسش: پس به این صورت دیگر صحبت از اصلاحات نیست؟

پاسخ: رژیم اسلامی قابل اصلاح نیست. همه ما بیش از ۲۰ سال تلاش کردیم. تنها راه حل، کنار گذاشتن حکومت مذهبی است. دولت سکولار پیش زمینۀ یک دموکراسی است و دموکراسی به نفع همه حتی خود مذهب است. دیکتاتوری دینی بیش از همه چیز به خود دین و اعتقادات مردم ضربه زده است. رژیم، هرانسان آزادی خواهی را به نادرست به ضدیت با دین متهم کرده است و در انتها هر وحشی گری به نام دین تمام می شود

.

پرسش: آیا به نظرا شما سران رژیم پس از اینکه سرشان به سنگ خورد، در سرکوب مردم کوتاه خواهند آمد؟

پاسخ: افراد کلیدی در اجرای قانون و قوای نظامی باید خود را بخشی از این معادله بدانند و از سرکوب مردم خودداری کنند. من آفریقای جنوبی را برای شما مثال می زنم که مبتنی بر آشتی ملی و مبارزۀ انتخاباتی بود. بسیاری از سران رژیم در حال حاضر به بن بست رسیده و می خواند خود را از رژیم جدا کنند

.

پرسش: آیا شما برای خود، نقشی در حکومت سکولار آینده می بینید؟

پاسخ: تلاش من هیچگاه برای پست و مقام نبوده و نیست؛ هدف من اول نجات میهنم است و من آماده هستم که هرچه در توان دارم در خدمت به کشورم انجام دهم. اگر هم میهنانم برای پست های مهمتری مرا انتخاب کنند آنچه در توان دارم انجام خواهم داد

.

پرسش: در زمان انقلاب سال ۱۹۷۹ هزاران نفر توسط رژیم پدر شما کشته شدند. آیا به نظر شما تاریخ در حال تکراراست؟

پاسخ: تعداد قربانیان قطعا از آنچه شما اشاره کردید بسیار کمتر بود. پدر من داوطلبانه وطن خویش را ترک کرد تا خون هم میهنانش ریخته نشود و دستور اکید او به نیروهای امنیتی، خودداری از درگیری با مردم بود. روند انقلاب نسبتا آرام بود و آنچه اکنون با آن زمان متفاوت است، به کارگیری جانیان مزدور توسط حکومت برای سرکوب مردم است. عوامل حکومت، شدت برخورد با مردم را هر روز بیشتر می کنند و برعکس این مسئله باعث مبارزۀ هرچه جدی تر مردم شده است. تلاش مردم برای دموکراسی و مبارزه با حکومت به حق ستودنی است

.

پرسش: به نظر شما قدم بعدی برای اپوزیسیون چیست؟

پاسخ: برخی افراد می گویند که اوضاع آرام خواهد شد، که این چنین نشده است. نافرمانی مدنی و اعتصاب سراسری قدم بعدی باشد. اگر به انقلاب های مخملی بنگرید، می بینید که باید همواره نگاهی به بیرون داشت و توجه جامعۀ بین المللی به ایران لازمۀ موفقیت اپوزیسیون است

.

پرسش: پدر شما رابطۀ بسیار خوبی با ایالت متحده داشت، آیا فکر می کنید که ایالت متحده باید نقش بیشتری در این جریان داشته باشد؟

پاسخ: وزارت امورخارجه بودجه تحقیق و بررسی در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران را قطع کرده است. این چنین مسایلی اهمیت زیادی دارد چنان چه مردم شعارهایی چون: اوباما، یا با ما، یا با آنها؛ را سرمی دهند که این نشان دهندۀ توقع مردم ایران از دولت آمریکا برای واکنشی بیش از یک بیانیۀ ساده است


انتشاریافته درتاریخ ۱۱ فوریۀ ۲۰۱۰

شاهزاده رضا پهلوی: ما خواستار دمکراسی راستین در ایران هستیم



گفتگوی شاهزاده رضا پهلوی با رادیو فردا :


رادیو فردا: در آستانه ۲۲ بهمن ماه، سی و يکمين سالگرد انقلاب اسلامی با شما گفتگو می کنيم. در شرايطی که امروز در آن هستيم، چه تفاوتی ميان اين سالگرد و سال های پيش می بينيد؟

اولاً تفاوت عمده امروز با يک جو انقلابی، می توان گفت، در مقايسه با سی سال پيش در اينجا است که اين نيست که مردم چه چيزی را نمی خواهند بلکه علی الخصوص تفاوت عمده اينست که خيلی بيشتر می دانند که در مقابلش چه می خواهند. چيزی که سی سال پيش کاملاً تشريح نشده بود ومتاسفانه عواقب آن را هم ديديم. به هر حال فکر می کنم کشور ما امروز آبستن يک سلسله حوادث بسيار مهم است.

به اين مفهوم که اين جريان در چه جهتی خواهد رفت و خواسته ديرينه هم ميهنان مان آيا به دست خواهد آمد در نتيجه اين تلاش ها و مبارزات؟ به اعتقاد من مسئله خيلی عميق تر و فراتر از اين نظام می رود. ما در جستجوی آينده ای هستيم که در آن حاکميت مردم، آزادی، برابری، حکومت قانون، عدالت و تمام مواردی که در اعلاميه حقوق بشر هست که به چنين نظامی دست پيدا کنيم که واقعاً يک دموکراسی راستين در کشورمان داشته باشيم، که قطعاً اين نظام پاسخگوی درخواست ها و انتظارات نيست.

پس از انتخابات رياست جمهوری در ايران و اعتراض هايی که به نتايج اين انتخابات شد، جنبشی در ايران شکل گرفت به نام جنبش سبز. شما خودتان را در اين جنبش سبز می بينيد؟

صد در صد. ولی برداشت من از سبز در قالب يک خواسته اساسی جامعه است برای حقوقش، برای حاکميتش، برای آزاديش. جوانان ما که اينقدر شجاعانه دارند در خيابان های ايران کشته می شوند و گلوله می خورند از نيروهای ضربتی، مطمئناً به خاطر يک اصول عميق تر مبارزه می کنند تا فقط نتيجه يک انتخابات. به نظر من خواسته اصلی اکثريت اين جريان رسيدن به يک وضعيتی است ک به اعتقاد من فراتر از اين نظام خواهد رفت.

اگر به آينده نگاه کنيم، کسانی که هم اکنون در ايران دستور سرکوب صادر می کنند يا نيروهايی که در سرکوب معترضان شرکت دارند، در آينده، اگر آينده ای برای اين جنبش وجود داشته باشد، اين افراد کجا قرار می گيرند؟

يک حقيقتی را بايد برای شما بيان کنم که اميدوارم هم ميهنانم به اين مهم خوب دقت کنند به خصوص نمايندگان گروه های مختلف انتظامی کشور، منجمله ارتش، سپاه پاسداران و حتی نيروهای بسيج. انتقال اين حکومت به يک حکومت ديگر در قالب يک جريان غيرخصومت آميز، فقط می تواند با شرکت خود اين نيروهای انتظامی انجام شود. راه دوری نرويم.

همان سی سال پيش هم انتقال قدرت از حکومت سابق به حکومت همين نظام، در جايی که ارتش ايران دخالتی نکرد، بنابراين انتقال قدرت از حکومت قبلی به بعدی با خونريزی خيلی کمی شکل گرفت (اگر بگويم تقريباً نامحسوس در مقايسه با خيلی حرکات انقلابی که با مقدار زيادی زد و خورد و کشته شدن افراد در کشورهای مختلف ديديم)

امروز من می گويم اولاً که آينده صد در صد برای کسانی که در اين نظام گير کرده اند و ديگر اعتقاد ندارند و خيلی هايشان هستند امروز، چه در بدنه سپاه و چه در بقيه جريان ها که ديگر اعتقادی به اين نظام ندارند که زمانی فکر می کردند در جهت منافع مردم خواهد بود، امروز می توانند به جرگه مردم بپيوندند و نبايد فکر کنند که با از بين رفتن اين حکومت، آينده آنها نيز در خطر است. برعکس جای خودشان را در اجتماع و آينده کشور حتماً خواهند يافت و نقش بسيار بارزی در اين انتقال قدرت خواهند داشت و بايستی به اين مسئله اعتقاد داشته باشند.

اما اين کافی نيست که من نوعی اين اعتقاد را داشته باشم. اين آمادگی را بايستی کل جامعه نشان دهد. همين هفته ها و ماه های گذشته وقتی ديديم در بعضی مواقع هم ميهنانی که مورد سرکوب قرار گرفته بودند، وقتی با بعضی از اين نيروهای انتظامی روبرو بودند، خشونت نشان ندادند و حتی بسياری از اين عوامل بسيج يا ديگران را رها می کردند و به شکل انتقام جويانه خشونت نشان نمی دادند.

به جز آن اقليت ذينفع در باقی ماندن اين حکومت، آن مافيای حکومتی که مملکت ما را سی سال است دارد می چاپد و کوچکترين اهميتی به مردم ايران و خوشبختی مردم ايران ندارند و اصلاً به ايران کار ندارند، بدانند آن اقليت محدود فقط در راس نشسته و به اميد اين نشسته اند که يک نيروی ضربتی اينها را در قدرت نگاه دارد. در صورتی که جای اينها در بدنه جامعه است، در آغوش جامعه است و ما می توانيم به اين آينده برسيم.

برای دیدن فیلم این گفتگو بر روی لینک زیر کلیک کنید:


۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

فراخوان برای برگزاری تظاهرات عليه جمهوری اسلامي در روز 22 بهمن

هم میهنان گرامی، سه دهه از روی کار آمدن رژیم دیکتاتوری، جنایت کار و غارتگر جمهوري اسلامي در ایران اهورائیمان سپری شد. در این سی سال ملت و کشور ایران متحمل بزرگترین صدمات و لطمات جانی و مالی گردید.
شور بختانه، در این مدت، بیشتر کشورهای جهان نظاره گر نقض حقوق بشر و زیر پا گذاشتن اصول انسانی و اخلاقی و عدم رعایت قوانین بین المللی در ایران بوده اند. آنان، بمناسبت منافع زود گذر خود، تمام این فجایع و سرکوب و خفقان را، که از طرف جمهوری اسلامی علیه مردم ایران به اجرا در آمده، نا دیده گرفتند.
ملت ایران که با تحمل این همه ظلم و ستم، تمامیت ارضی و نابودی فرهنگ چند هزار ساله خود را نیز در معرض خطر حتمی می بیند، زن و مرد و پیر و جوان، دلیرانه با اراده استوار، پا به میدان گذاشته و خواهان برکناری رژیم غير ايراني وغير انساني جمهوری اسلامی و استقرار رژیم دمکراسی بر پایه جدائی دین از حکومت، اعلامیه جهانی حقوق بشر و حفظ تمامیت ارضی ایران شده اند.
در چنین موقعیت حساس و سرنوشت ساز، ما ایرانیان برون مرز وظیفه داریم که با اتحاد و یگانگی به پشتیبانی از ندای حق طلبانه و صلح جویانه خواهران و برادران درون ایران، در 22 بهمن * در همه شهرهای مختلف جهان، با هر تعداد و هر گونه امکانات، گرد هم آمده و مخالفت خود را با رژیم جابر و ظالم جمهوری اسلامی اعلام داریم.
ما همچنین از دولتهائی که با پشتیبانی از رژیم جمهوری اسلامی، و بوسیله ارسال جنگ افراز و فرستادن افرادی برای افزایش توان نیروهای سرکوبگر، بهمکاری خود با این رژیم غارتگر ادامه میدهند (مانند رژيم چين كمونيست) میخواهیم که از چنین رفتار غیر انسانی دست بردارند.
* بر پایه ی مقتضیات محلی، در یکی از روزهای 17 تا 25 بهمن برابر 6 تا 14 فوریه
سازمانهای تهیه کننده آگاهینامه به ترتیب الفبا:
انجمن ایرانی برای آزادی، صلح و عدالت- نیویورک،
انجمن فرهنگ ایران زمین- نیویورک،
پشتیبانان همبستگی دانشجوئی،
دفترهای برونمرزی حزب پان ایرانیست،
شورای جبهه ملی در خارج از کشور،کنگره همبستگی ایرانیان،

بیانیه شاهزاده رضا پهلوی در مورد قتل دو جوان بی گناه دیگر در میهن عزیز

هم میهنان عزیزم
خبر کشتن بی رحمانۀ دو جوان دیگر ایرانی در جنگلی که جمهوری اسلامی نام گرفته غم انگیز تر از آن است که به وصف آید. من با عزیزان داغدار این تازه ترین قربانیان رژیم همدردم. به آنان و به همۀ هم وطنانم که هرروز شاهد جنایات هولناک و و بی پایان حاکمانی چنین بی رحم و دژخیم صفت اند تسلیت می گویم. این دو جوان، همانند هزارها زن و مردی که در سی سال گذشته آماج انواع خشونت ها و تجاوزهای وحشیانۀ رژیم شده اند، گناهی جز طلب حقوق و آزادی های از دست رفتۀ خود نداشته اند.
متجاوزان شریـری که در نقاب «دادستـان» و «قاضی» چنیـن آسان جان جوانـان ما را بربـاد می دهند به اصول و موازینی که میثاق های بین المللی برای زندانیان و متهمان مقرر کرده که سهل است به موازین ناقصی هم که در قانون اساسی الکن جمهوری اسلامی قید شده کمترین اعتنائی ندارند. قربانیان خود را پس از شکنجه های وحشیانه و غیر قابل تصور وپس از ماه ها اسارت در دخمه های انفرادی به «دادگاه» های دوزخی خود می کشانند و بی حضور وکیل و خویش و گواه حکم بر مرگشان می دهند. دشمن اشغالگر هم با اسیرانش چنین نمی کند.
رهبران جمهوری اسلامی بدانند که اگر به نیت ارعاب و پراکندن و عقب نشاندن زنان و مردان آزادی طلب ایران به چنین جنایات بی سابقه در دنیا دست می زنند هرگز به مقصود نخواهند رسید. بدانند که هیچ رژیم رو به احتضاری در دنیا نتوانسته است با توسل به شکنجه و کشتار از سرنوشت محتوم خویش رهائی یابد. آمران و مرتکبان این جنایات هولناک بدانند که ریختن خون فرزندان برومند وطن نه لحظه ای بر عمر حکومت منفورشان خواهد افزود و نه ذرّه ای از عزم جزم مردم ایران به رهائی از اسارت خواهد کاست. یقین بدانند که جز تسلیم به خواست های برحق و طبیعی و انسانی مردم ایران راهی بر آنان گشوده نیست.
برای هم میهنان پایدار و مبارز و آزادی طلبم پیروزی نهائی در این پیکار مسالمت آمیز علیه استبداد و خشونت آرزو می کنم و به روان پاک همۀ فرزندان ایران که جان عزیز خویش در این راه گذاشته اند درود بی پایان می فرستم.
۹ بهمن ماه ۱۳۸۸
خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی